● اگر پاسخ او منفی بود مایوس نشوید
هـمـواره احـتـمال آن که او «نه» بگوید وجود دارد اما دلسرد نشوید با او
صحبت کنید و علت آمـادگـی نداشتن او را جـویا شوید. او ممکن است تـنـها
بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد یا آن که اصلا دختر مناسبی برای
شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آن
که پس از ازدواج.
● لازم نیست همه از تصمیم شما باخبر باشند
شـما مـمکن اسـت وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در
میان بگذارید ولی عـاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی، دو تا از
دوستان یا نزدیکان صمیـمــی خود که به آن ها اطمینان دارید و محرم اسرار
تان هستند در میان بگذارید.
● مکان و زمان مناسب را انتخاب کنید
مکانی که می خواهید پیـشـنهاد ازدواج بدهید می تواند رسـتوران، پارک،
سینما یا لب دریا باشد اما بهتر است مکانی انتخاب شود کــه بــرای هر دوی
شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاکتور زمان
نیز بسیار مهم است، اگر او شرایط سختی را سپری می کند، اگر خسته یا گرفتار
دغدغه های شخصی و شغلی خود است یا آن که از دست کسی عصبـانـی اسـت، زمان
مناسبی برای این کار نیست.
● او را دستپاچه نکنید
شما ممکن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید یا
حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما
کار دست تان ندهد. اگر او شخص درونگرا بوده و از آن که مـرکز تـوجـه
دیـگـران واقع شود بیزار است، بهتر است این کار را به طور خصوصی با او در
میان بگذارید.
● خیلی زود یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید
زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از
تنها گذشت ۲ هفته از آشنایی خـود بـا او پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان
پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت کـه شـمـا بـــرای مــدتــی کافی به یکدیگر
متعهد شده باشید، همچنین زیاد وقت را تلف نکنید؛ شجاع باشید و حـرف دل تان
را بزنید. اگر هم خیلی هم کم رو هستید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در
قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید.
● انتظار انواع پیشامد را داشته باشید
صرف نظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری
که شما یا او تصور می کردید پیـش نرود. خود را برای واکنش های احتمالی
آماده کنید. او مـمکن است دستپـاچـه شـده یا هیجان زده شود یـا آن که کاملا
آرام و بی تفاوت باقی بماند. او ممکن است بگوید: «بله، خیـر» یــا «شاید».
شمـا مـمکن است تصور کنید فرد مقابل تان را کاملا می شناسید امـا از پـیـش
داوری و آن که پاسخ او چگونه خواهد بود پرهیز کنید، چون ممکن است مایوس
شود.
● پیشنهاد خود را از حفظ نکنید
صرف نظر از آن که کـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید
پیشنهاد شما با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی نسبـت بـه او هـمــراه باشد.
از قبل در مورد حرف هایی که می خواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما
دقیقا آن ها را حفظ نکنید. در آن لحظه به او بگویید که چرا یـک فرد
استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن هستید که باقی عمر خود را با او
سپری کنید. بـایـد جملات شما از دل تان برآید فرد مقابل تان می خواهد با یک
مرد ازدواج کند و نه یک روبات!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 13:55  توسط مادر جون
|
با این ۱۰ روش پول و ثروت را به سمت خود جذب کنید
۱ – بدانید چه می خواهید
از آنچه که می خواهید مطمئن شوید و آگاه شوید، خیلی از ما حتی خودمان هم
نمی دانیم دقیقا در زندگی به دنبال چه هستیم! مقدار پولی را که دوست دارید
داشته باشید، تعیین کنید، برای مثال، دوست دارید، ۱۰۰ میلیون ریال پول
داشته باشید، با این روش زودتر به هدف خود می رسید تا اینکه فقط بگویید من
دوست دارم بیشتر پول در بیاورم.
۲ – به ندای درونی خود گوش دهید
هر آنچه که از ندای درونی خود می شنوید، به آن توجه و عمل کنید. متأسفانه
بیشتر ما به این مسائل اعتقادی نداریم و شاید همین حالا با خود بگویید: “من
که اصلاً به این چیزها اعتقادی ندارم و نمی توانم حتی این الهامات را از
وجودم درک کنم!”، اما حقیقت این است که این الهامات و نیروی درونی وجود
دارند و البته اگر خودتان بخواهید، شما را به طرف آنچه که می خواهید هدایت
میکند.
۳ – مبلغی منطقی و صریح را در ذهن خود پرورش دهید
ابتدا از مبالغ کم و منطقی شروع کنید، برای مثال، ۱۰۰ میلیون ریال، هدفتان
بر این باشد که در مرحله اول تمام تلاش خود را برای کسب این مبلغ متمرکز
کنید و بعد به مبالغ بیشتر فکر کنید.
۴ – اگر خیلی در درجه اول به پولدار شدن اهمیتی نمی دهید، دیگر اهداف ایده آل خود را مثل، تفریح، امنیت و آزادی و …فکر کنید
در ذهن خود فرض کنید که به همه ی آنها رسیده اید و از این حس لذت ببرید،
این خود انگیزه ای می شود تا برای رسیدن به آنها به پول نیز فکر کنید و
برسید.
۵ – از پیروی و تعقیب دنیوی دست بردارید
شما همواره با نیروی درونی خود به خداوند متعال وصل هستید، لحظاتی را در
خلوت خود سعی به ارتباط با خداوند بپردازید، از وی راهنمایی بخواهید و
تقاضا کنید تا شما را در مسیر صحیح و سرشار از موفقیت، قرار دهد، طوری که
بتوانید در آسایش و آرامش برای خود و اطرافیانتان مفید باشید، مطمئن باشید
که جواب می گیرید.
۶ – عمل کنید
اینکه فقط فکر کنید و خیال کنید، کافی نیست، عمل کنید! خیلی از افراد با
این که از وضعیت کنونی خود راضی نیستند و می دانند در صورت اقدام به راهی
بهتر به آنچه می خواهند می رسند، اما جرأت گامی برتر را ندارند. بنابراین
شجاع باشید و عمل کنید. ترس خود مانع موفقیت است.
رالف والدو چنین می گوید: “توصیه من به جوانان این است که برای موفقیت، به
آنچه که صحیح است اما از رسیدن به آن می ترسید یا ناامید هستید، عمل کنید”،
سوزان جفرز نیز معتقد است : ”باید از مانع ترس عبور کنید، تا کامیاب
شوید”، با تصمیمی جدی و اولین گام شما برای موفّقیت، تمامی دنیا شروع به
همکاری با شما می کنند و به میل شما راه می آیند.
۷ – مراحل کار را در ذهن و با کلام خود زیر لب مرور کنید
بطور مثال، سوالی را در مورد کسب مبلغی از مسیری خاص از خود بپرسید، و با
خود گفتگو کنید، “ اگر از این راه موفق نشدم، تمام مسیر قبل را از ذهن خود
پاک کرده و از راهی بهتر و موثر تر وارد می شوم تا بالاخره پولدار شوم”
۸ – از موانع نترسید
دریا همیشه آرام نیست، زندگی هم مثل دریاست، گاهی مجبورید با دریایی مواج و
طوفانی دست و پا بزنید تا بر موانع پیروز شوید. بیشتر ما به محض شکست یا
سختی، ناامید شده و از ادامه راه می ترسیم، با سرزنش و افسردگی نه تنها
کاری پیش نمی برید، بلکه اوضاع شما از قبل هم بدتر می شود، همانطور که کارل
ساگن می گوید:”بهتر است عوض اینکه چرا تاریک است و غر بزنید، حتی با یک
شمع کمی آنجا را روشن کنید”، یا به قول ما ایرانی ها، “ماهی را هر وقت از
آب بگیری تازه است”.
۹ – روابط و ذهن خود را خانه تکانی کنید!
نه تنها در خانه، بلکه در محیط کار، اجتماع و …روابط خود را در جهت مثبت
اصلاح کنید. مطمئناً هیچ کس بدون کمک و همیاری دیگران، نمی تواند به اهداف
خود برسد، اما اگر قرار باشد این ازدحام روابط بی فایده و پر سر و صدا
همراه با میلیون ها انرژی منفی باشد و باعث عدم تمرکز یا تحلیل روحیه تان
شوند، بهتر است حذف شوند.
۱۰ – به علائق خود توجه کنید
هر کسی به چیزهایی در ذهن خود و بطور ذاتی علاقه دارد، اگر هر گام یا عمل
یا هدفی را طبق آنچه که علاقه دارید و به آن عشق می ورزید، آغاز کنید، می
بینید که چطور سریع تر و آسان تر به هدف خود می رسید. در واقع این خود
درونی ماست که جسم ما را به طرف آن چه که لذّت می بریم و عشق می ورزیم، سوق
می دهد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 10:22  توسط مادر جون
|
داستان جالب نبش قبر جناب حر (ره)
هنگامی که شاه اسماعیل صفوی به کربلا مشرف شد نخست به زیارت سالار
شهیدان رفت و آنگاه حضرت ابوالفضل علیه السلام و دیگر شهدای کربلا علیهم
السلام را زیارت نمود. اما به زیارت حر، آن آزاده روزگار که قبرش با قبر
سالارش فاصله دارد، نرفت.
پرسیدند: « چرا؟»
استدلال کرد که اگر توبه او پذیرفته شده بود از سالارش حسین علیه السلام دور نمی ماند.
توضیح
دادند که: « شاها ! از آنجایی که او در سپاه یزید فرمانده لشکر بود و
آشنایانی داشت پس از شهادت در راه حق و در یاری حسین علیه السلام بستگانش
بدن او را با تلاش و با اصرار بسیار از میدان جنگ خارج ساختند ودر اینجا به
خاک سپردند.»
شاه گفت: « من می روم با این شرط که دستور دهم قبر او را
بشکافند و درون قبر را بنگرم اگر شهید باشد نپوسیده است و برای او مقبره می
سازم. در غیر این صورت دستور تخریب قبرش را صادر خواهم کرد. »
پس از این تصمیم به همراه گروهی از علما، سران ارتش و ارکان دولت خویش، کنار قبر حر آمدند و دستور نبش قبر را صادر کرد.
هنگامی
که قبر گشوده شد شگفت زده شدند چرا که دیدند پیکر به خون آغشته آن آزاده
قهرمان پس از گذشت بیش از یک هزار سال صحیح و سالم است. زخمهای بی شمار
گویی تازه وارد آمده و دستمالی نیز که سالارش حسین علیه السلام بر فرق او
بسته و مدال بزرگی است بر پیشانی دارد.
شاه اسماعیل گفت: « این دستمال
از امام حسین علیه السلام است و برای ما مایه برکت و پیروزی بر دشمنان و
مایه شفای بیماران. به همین جهت با دست خویش آن را باز کرد و دستمال دیگری
بست اما به مجرد باز کردن آن دستمال، خون جاری شد و هرگونه کوشش برای متوقف
ساختن آن بی حاصل ماند.
به ناچار شاه همان دستمال را بر سر حر بست و
گوشه ای از آن را به عنوان تبرک برداشت و خون هم متوقف شد. به همین جهت
دستور داد برای او مقبره ساختند و مردم را به زیارت ایشان فراخواند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 9:6  توسط مادر جون
|